از غم واهمه دارم


دوستی گفت : باران که می بارد دلتنگ تر می شوم . راه می افتم بدون چتر ، من بغض می کنم و آسمان گریه ..... من توصیه نمودم که :

زدلتنگی نگو ای دوست ، ازین دلهره دارم
مکن یک لحظه دلتنگی ، ازین خاطره دارم
فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز
مبند با دست خود خود را ، با این زنجیر بدبختی
ندارم طاقت رنجت ، که سخت است راه خوشبختی
فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز
اوگفت : آسمان آبي دنيابي بغض ميگيرد، دلتنگي نمي شناسد و به شوق زندگي مي بارد اما آسمان دل با بغض ميگيرد. گاه دلتنگ مي بارد،گاه از سر شوق و گاه از جور رقيب و همه بخاطر شوق زندگي است مي بيني! هدف هر دو يكي است اما هر كدام براي خود برنامه اي جداگانه دارند حتي كوچكي دل هم مانع از رسيدن به هدفي نمي شود كه آسمان با همه ي عظمتش به دنبال آن است پس از اين تنگ و لبريز شدنهاي دل واهمه نداشته باش دوست من!