چگونه خود کم بینی را درمان کنیم؟

قبل از این که درمان اختصاصی خود کم بین را شرح دهیم ابتدا باید دلایل این بیماری که در دوره های مختلفی، فزندان جامعه ی ما را گربانگیر خود می کند، پیدا کنیم.
وقتی به جست و جو بپردازیم دلایل متفاوتی را می یابیم..
۱- ممکن است این دلایل به نوع تربیت و رشد فرد برگردد. بسیار از پدر و مادر ها یا کسانی که به نوعی وظیفه ی تربیت کودک را به عهده دارند پیام هایی منفی به او القا می کنند و این پیام ها در ذهن او کاشته می شود. مثلا “تو به درد نمی خوری” یا “اگر …..بود فهمیده بود” و از اسم بعضی حیوانات استفاده می کنند که خدا آن ها را هدایت نماید و….
۲- ممکن است دلیل این مشکل تملق، ضعف و خود کم بینی والدینش باشد که به فرزند به ارث رسیده است؛ چرا که ثابت شده کودک این نوع رفتار ها را از والدینش به ارث می برد، پس شخصیتش ضعیف و با خود درگیر می شود و از ظاهر شدن در اجتماع بدش می آید، در نتیجه خود را تحقیر می نماید.
۳- اضافه بر این ممکن است دلیل خود کم بینی به نبود هدف مشخص در زندگی برگردد. و این سبب می شود طوری به رتبه و مقام دیگران نگاه کند، انگار ستاره هایی دست نیافتنی هستند.
تمام این دلایل و شاید دلایلی دیگر سبب می شود انسان، ارزش خودش، ارزش انسان بودنش و ارزش وجودش را پایین بیاورد. درجه این پایین آوردن در هر شخصی می تواند متفاوت باشد.
اما در مورد درمان
اولین چیزی که سخن خود را باید بدان آغاز کنیم این است که پیامبر صلی الله علیه و سلم از این که انسان نفس خود را تحقیر کند، نهی فرموده اند.
ایشان می فرمایند:  هیچ کدام از شما نفس خود را تحقیر نکند…گفتند ای رسول خدا چگونه یکی از ما نفس خود را تحقیر می کند؟ فرمودند موضوعی را می بیند که خداوند در مورد آن سخنی دارد، سپس در مورد آن چیزی نمی گوید. پس الله عز و جل روز قیامت از او می پرسد چه چیز مانع تو شد که چنین و چنان نگویی؟ گفت : ترس از مردم، پس (الله)می گوید: از من بترسی شایسته ترست. (مسند أحمد )
اگر در ملکوت الله پاک و منزه و بزرگ و در آیات و نشانه های او دقت کنیم، می بینیم عزت نفسی که خداوند تبارک و تعالی به ما بخشیده و ما را به وسیله آن از دیگر موجودات برتر دانسته را باید محترم بشماریم.
در واقع اگر انسان نفس خود را عزت بخشد، همان نفس با عزت را نیز خواهد یافت.
پس بیا زندگی ای کنیم که بر اساس ارزش های اسلامی بنا شده باشد؛ ارزش هایی که به ما می گوید هیچ چیز را تحقیر نکینم (ولو أن تلق أخاک بوجه طلق) اگر چه با صورتی باز و بشاش با بردارت رو به رو شوی.
چرا که ارزش هر کاری در نتیجه ی حاصل از آن کار نهفته است، نتیجه ای که به خود عمل باز می گردد نه به هزینه هایی که برای آن عمل صرف کرده ای.
گوته ی دانشمند می گوید: بدترین آسیبی که ممکن است به انسان برسد گمان بد نسبت به خودش است.
آرنس هولمز در کتاب خود” نظریه های اساسی علم عقل” می گوید: ” افکارم روی مهارت هایم تسلط دارد، من می توانم افکارم را به سمت خاصی بکشانم”.
عقل باطنی، پیام هایی مثبت را که مخصوص زمان حال است در خود می گنجاند. برای برنامه دهی به این عقل باطنی باید از این قواعد پنج گانه پیروی کرد:
۱- باید پیام های تو واضح و مشخص باشد.
۲- باید پیام های تو مثبت باشد.
۳- پیام های تو باید دلالت بر زمان حال دهد.
۴- درون پیام های تو باید احساسی نیرومند وجود داشته باشد.
۵- باید چندین بار، فرستادن پیام خود را به عقل باطنی تکرار نمایی.
برای این که گفت و گوی با ذات گفت و گویی باشد که درون آن نیرویی مثبت نهفته شده باشد از این نقشه استفاده کن:
۱- پنج پیام ذاتی منفی را که بر تو تاثیرگذار است بنویس؛ مانند ( من به درد نخورم، من فایده ای ندارم، من ضعیف هستم و …) حال این برگه را پاره پاره کن و دور بینداز.
۲- پنج پیام ذاتی مثبت را که به تو نیرو می بخشد بنویس و با کلمه “من” شروع کن. مانند( من بلند نظرم، من شخصی به خصوصم، من ابتکار عمل دارم و…)
۳- این پیام های مثبت را در دفتر یادداشتی کوچک بنویس و نزد خود نگه دار.
۴- نفسی عمیق بکش و یکی یکی پیام ها را بخوان تا خوب جذب آن شوی.
۵- دوباره از پیام اولی شروع کن و نفسی عمیق بکش و نگرانی های داخل وجودت را کنار بگذار.
       پبام اولی را با احساسی قوی ۱۰ بار بخوان.
       چشمانت را ببند و خود را با شکل جدید خود تخیل کن، سپس چشمانت را باز نما.
۶- از امروز شروع کن. مراقب آن چه خود به خود می گویی یا دیگران به تو می گویند یا تو به دیگران می گویی باش. هر پیام منفی ای را که ملاحظه نمودی لغو کن؛ بگو: “لغو شد” و به جای آن پیامی مثبت قرار بده.
جیم رون می گوید: ” تکرار کردن اساس مهارت است”
مراقب زبان بدنت باش؛ در واقع زبان بدنت تلقین هایی به عقل باطنی ات وارد می نماید. باید نشستن و راه رفتنت مانند کسی باشد که از گام هایش مطمئن است و هم چون پادشاهی قدم می زند.
باید بدنت کشیده شده و نگاهت افقی باشدقرآن می گوید: آیا آن کسی که نگونسار و بر رخساره راه می رود راهیاب‌تر است ، یا کسی که بر پا ایستاده و درست در راه راست گام بر می دارد ؟
باید شیوه زندگیت براساس یاری دادن دینت بنا شده باشد. آن چه را انجام می دهی تحقیر نکن شاید کلمه ای سبب ورود تو به بهشت شود، شاید آبی که به چهارپایی نوشانده ای از آتش دورت سازد…..
منبع: المربی
نویسنده: دکتر أمةالله باحاذق
مترجم: تابش….با اندکی تصرف